تبليغاتX
تنهاترین


تنهاترین

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست...

خدایا حواست هست صدای هق هق گریه ام از همون گلویی میاد که تو از رگ گردن بهش نزدیکتری؟

پس  بدادم برس که ذره ذره دارم اب میشم  ای خدا ...

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391| 11:35 |خسته از جدایی| |

ای فلک گر مرا نمیزاییدی اجاقت کور بود؟

من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟

من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست!.

من بمانم یا بمیرم هیچ کس دل تنگ نیست...

جمعه هشتم اردیبهشت 1391| 21:4 |خسته از جدایی| |

در آتش رهایم ، خدا شاهد است !
به غم مبتلایم ، خدا شاهد است !
شب است و دل و بیکسی ، وای من !
به درد آشنایم ، خدا شاهد است !
دگر صبر و تابی ، دگر طاقتی
نمانده برایم ، خدا شاهد است !
دلم میگدازد در آتش ، دریغ !
به غم همنوایم ، خدا شاهد است !
شکسته است آیینه های مرا
غم دیر پایم ، خدا شاهد است !
رسیده است تا نا کجا ، نا کجا
طنین صدایم ، خدا شاهد است !
بگو جان ما را ز غم چاره چیست ؟
اسیر بلایم ، خدا شاهد است !
به شعر غریبم به شبهای غم
ترا میسرایم ، خدا شاهد است !
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390| 22:53 |خسته از جدایی| |

تا نگاه می کنی: وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آن که با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود آی . . . ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود!
جمعه چهاردهم بهمن 1390| 15:18 |خسته از جدایی| |


به روی خاطرات من همیشه ردپای تو

اگر چه مانده در دلم سکوت سبز جای تو

چقدر خسته می روی از این دیار گریه زا

کجا بدون سایه ات ؟ کجا بدون من کجا؟

نگاه سرد و مبهمت به روی پلک های من

قدم نمی زند چرا ؟ نمی رسد به داد تن ؟

همین که حرف می زنی بهانه رنگ می شود

همین که شعر می شوم دل تو سنگ می شود

شب از گلايه هاي من به سوي روز ميدود

غروب ميكند دلم؛به پشت كوه ميرود

نفس نميكشد هوا ؛ قدم نميزند زمين 

سكوت ميكند غزل بدون تو فقط همين

شنبه بیست و چهارم دی 1390| 19:13 |خسته از جدایی| |

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

پنجشنبه یکم دی 1390| 11:18 |خسته از جدایی| |

کسی گفت دوست دارم باور نکن
برو تو پشت سرت نگاه نکن

نمیاد دمباله راحت حرفاشم دروغ محضه
نذار دستاتو بگیره نمون تو حتی یه لحظه

وقتی بگذره می بینی واسش ارزشی نداری
میگه میرم من از اینجا گلکم کاری نداری

برو خوش باش عشق اول توی قلبم موندگاری
کاش میشد که من بدونم این روزا چه حالی داری

قصه عشق زمونه یه دروغه یه فریبه
عشق و کشتن توی قلبم برا من شده غریبه

دیگه مفهمومی نداره واسه من تو واژه نامه
معنی جدیدش اینه برای دلهامون یه دامه

یکشنبه بیستم آذر 1390| 22:59 |خسته از جدایی| |

ببار باران
که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم

ببار باران
کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

ببار باران
بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد

ببار باران
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش

ببار باران
درخت و برگ خوابیدن
اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن

ببار باران
جماعت عشق را کشتن
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن
ولی باران ، تو با من بی وفایی
توهم تا خانه ی همسایه می باری
و تا من
میشوی یک ابر تو خالی

ببار باران
ببار باران.......که تنهایم

جمعه بیست و هفتم آبان 1390| 18:58 |خسته از جدایی| |

لبخند بزن!!بدون هیچ انتظار از دنیا 

و بدان روزی انقدر دنیا شرمنده ات خواهد شد

که به جای پاسخه خندهایت به تمامه ساز هایت خواهد رقصید

دوشنبه بیست و سوم آبان 1390| 18:12 |خسته از جدایی| |

جریان چیست؟هیچ گاه پیدا نشد  جسد


انانی که ادعا دارند برایمان میمیرند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوشنبه بیست و سوم آبان 1390| 18:10 |خسته از جدایی| |

من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر حکمتی می اید منو فرسایش دل تو و تصمیم و مکان ما وتقدیر و زمان

چه شود اخره دل تنگی ها

افسوس که خدا میداند

دوشنبه بیست و سوم آبان 1390| 18:5 |خسته از جدایی| |

توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره    چرا وقتی نوبته ماست اسمون جایی نداره

واسه من تنایی درده درده هیچکسو نداشتن    هر گله پژمرده ای رو تو کویره سینه کاشتن

دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم           تا دمه لحظه ی مردن از غمه دوریت بخونم     




چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390| 23:32 |خسته از جدایی| |

از لا بلای لحظه های تلخو غمگینم      تو روز  روشن این همه تاریکی میبینم

با اینکه از هر لحظه ی اینده بی زارم       با این همه بازم به این اینده شک دارم

   این بد بیاریا تقصیر من نبود                اینکه توهم بری تقدیر  من نبود     

این حالو روزمه از قصه تب کنم             هر روزم این شده روزامو شب کنم

ویرون کوچه هام دنباله کی برم          چون بعده تو همش دنباله مقصرم


پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390| 14:9 |خسته از جدایی| |

سکوت کن نازنين سکوت کن
فريادت را چنين جماعت منگ
جز به سکوت بر نخواهند تافت
آغوشت را فروگير مهربان
بازوانت را فروگير
نوازشی نکرده دستانت را قطع می‌کنند

پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390| 14:0 |خسته از جدایی| |




ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !


چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !


 بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... !


 چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !


برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !


کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !

جمعه بیست و پنجم شهریور 1390| 23:5 |خسته از جدایی| |



کاش وقتی زندگی فرصت دهد

گاهی از پروانه ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را

وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی

باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله های میان خویش را

با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش وقتی آرزویی میکنیم

از دل شفاف مان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد

حرف های قلبمان را بشنود

جمعه بیست و پنجم شهریور 1390| 23:3 |خسته از جدایی| |

اشكي كه بي‌صداست: پشتي كه بي‌پناست: دستي كه بسته است :پايي كه خسته است: دل را كه عاشق است: حرفي كه صادق است :شعري كه بي‌بهاست :شرمي كه آشناست: دارايي من است :ارزاني شماست
دوشنبه هفتم شهریور 1390| 15:5 |خسته از جدایی| |

سه شنبه یکم شهریور 1390| 22:42 |خسته از جدایی| |


عكس تصویر تصاویر 
پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

سه شنبه یکم شهریور 1390| 21:1 |خسته از جدایی| |

farhad ra be mahkame bordan va goftan az eshghe shirin tobe kon goft:khodaya ashegham ashegh taram kon

جمعه بیست و یکم مرداد 1390| 16:24 |خسته از جدایی| |

یه دوست معمولی وقتی می آد خونت مث مهمون رفتار میکنه

یه دوست واقعی در یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه

یه دوست معمولی حتی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه

یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اون هارو هم تو دفترش داره

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره

یه دوست واقعی زودتر میآد و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه

یه دوست معمولی متنفره از اینکه وقتی رفته بخوابه بهش تلفن کنی

یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی

یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلاتتو حل کنه

یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه

یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعوا هنوز هم زنگ میزنه

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره

یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی

یه دوست معمولی این حرف های منو میخونه و شاید هم خیلی زود فراموششون کنه

یه دوست واقعی این اندرزها رو جهت یادآوری دوستاش هم که شده از اونها
دریغ نمی کنه و واسه همه شون میفرسته

و بالاخره :
یه دوست واقعی شخصی است که وقتی همه تو را ترک کردند و دیگه حتی از اون
دوست معمولی هم خبری نیست، با تو می مونه ...

شنبه پانزدهم مرداد 1390| 19:31 |خسته از جدایی| |

سکوتم را به باران هدیه کردم

                                         تمام زندگیم رو گریه کردم

نبودی در فراق شانهایت

                                                           به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

شنبه پانزدهم مرداد 1390| 19:25 |خسته از جدایی| |

خیلی وقت ادم به  شونهای واسه تکیه دادن نیاز داره که می بینه پشتش خالیه  پس بیاید پشت هم باشیم تا سر رو شونه هم بزاریم

سه شنبه چهاردهم تیر 1390| 12:5 |خسته از جدایی| |

گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بیند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم



گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بینی بگو، در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود را در او عریان تماشا می کنم....ماچ
سه شنبه چهاردهم تیر 1390| 11:43 |خسته از جدایی| |

از ماه آسمان تنهاعكس درون حوض و ....

از دنيا غصه هايش مال من است ..
بيچاره من ،

در آسمان هشتم هم از ستاره هاي من خبري نيست !

اين بار هم تنها دستان تو مرا هل دادند

به سمت همان به سمتي كه به درك منتهي مي شد ...

دست گيري پيش كشت !!!


تسويه حساب پشت پاهايت

و چوب لاي چرخ زندگي ام باشد به وقت باران

كه باز هم تنها قدم خواهم زد !

جمعه بیست و هفتم خرداد 1390| 12:48 |خسته از جدایی| |


[-Design: MaedeH-]